الفيض الكاشاني
386
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
پيامبر وارد شد حضرت به طرف او رفت و با او نرم سخن گفت و چون آن مرد بيرون رفت عايشه به پيامبر عرض كرد : شما فرموديد بدترين مرد قبيله است ، آنگاه به نرمى با او سخن گفتيد ؟ فرمود : اى عايشه بدترين مردم كسى است كه به خاطر پرهيز از شرّش احترام شود . » « 313 » ولى اين حديث در مورد روى آوردن و خنده و تبسّم وارد شده است امّا ستايش دروغ آشكار است و جز در مورد ضرورت و اجبار كه دروغ را مباح مىكند جايز نيست چنان كه در آفت دروغ گفتيم ، بلكه ستايش و تصديق هر سخنى كه انسان مىشنود و حركت دادن سر به عنوان تثبيت آن جايز نيست و اگر اين كار را بكند منافق است ، بلكه لازم است به دل و زبان آن را زشت بشمارد و اگر نتوانست به زبان سكوت و به دل انكار كند . آفت هجدهم ستايش است ( 1 ) ستايش در بعضى جاها نكوهيده است امّا مذمّت كردن ( از ديگران ) غيبت و بدگويى است كه حكم آن را ذكر كرديم . در مدح و ستايش شش آفت وجود دارد : چهار آفت در ستايشگر و دو آفت در شخص ستايش شده . امّا آفتهايى كه براى ستايشگر است اين است كه گاه در ستايش افراط مىكند و به دروغگويى مىانجامد . دوّم ، ستايشگر وارد رياكارى مىشود چرا كه با ستايش اظهار دوستى مىكند در حالى كه گاه در دل ممدوح را دوست ندارد و به تمام گفتارش اعتقاد ندارد در نتيجه رياكار و منافق مىشود . سوّم ، اين كه گاهى راجع به ممدوح سخنانى مىگويد كه ثابت نشده و از آن اطلّاع ندارد . روايت شده مردى مرد ديگرى را در محضر پيامبر خدا ( ص ) ستود . پيامبر ( ص ) فرمود : « واى بر تو گردن رفيقت را قطع كردى اگر آنچه را گفتى بشنود رستگار نمىشود . آنگاه فرمود : اگر يكى از شما ناگزير شديد كه برادرتان را بستاييد ، بگوييد فلانى را دوست دارم و هيچ كس را تبرئه نمىكنم در نزد خدايى كه خود
--> ( 313 ) اين حديث را مسلم در ( صحيح ، ) ج 8 ، ص 21 روايت كرده و پيش از اين نقل شد .